بیت: سعدی / خط: رضا شیخمحمّدیتحریر در مرداد ۸۵ / تذهیب: استاد رامین مرآتی با رنگ شنگرف / دستمزد تذهیب: ۸۰ ه.ت / (ادامه)
قطعهی نستعلیق با قلم جادو
از کتاب بهارستان جامی
خط: رضا شیخمحمّدی / بهمن ۸۶
تذهیب: استاد رامین مرآتی / زمستان ۸۷
دستمزد تذهیب: ۱۰۰ ه.ت
ابعاد اصلی:
۱۱.۵ در ۲۲.۵ سانتیمتر
سیاهمشق رضا شیخ محمّدیتحریر در مرداد ۸۷
تذهیب: زهرا بیات (از اراک)
اجرا دراردیبهشت ۸۸
متن: هیچ کس نیست که در کوی تواش کاری نیست
هر کس اینجا به طریق هوسی میآید
از غم هجر مکن ناله و فریاد که دوش
زدهام فایل و فریادرسی میآید (حافظ)
که با این کار ابراز کنم که:
x تکپیشه نیم، هزار سودا دارم (خودبخود موزون درآمد این جمله)
و هم احساساتم را مرزبندی نمیکردم
امروز که در دست توام.... هوم؟
اگر به بیان سعدی: ابر و باد و مه و خورشید و فلک، به صدقهی سر انسانهای نانخور - چه عارف و چه عامی - در کار است، این واقعیّت که: «سالها در کعبه و بتخانه مینالد حیات / تا ز بزم عشق، یک دانای راز آید برون» به نخبهمداری و نابغهمحوری در این کارخانه اشارت دارد. شکوهمند - و البتّه تلخ و دلگزاست - که حیات بر کاکل خواص - از دو سنخ کاشف و خالق - که رندند و بهرهگیر از فرصتها بچرخد. تو گویی آنانند که نقطهی پرگار وجودند و الباقی برای آرایش صفحهی خلقت و گونهای میزانسنبندی، از سوی کارگردان صحنه و کارفرمای آن بتخانه و کعبه و کارخانه نقش میپذیرند و البتّه غالباً تنها در قالب «سیاهیلشگر» تعریف میشوند. ادامه در لینک زیر:
هی
مدامبا خودم کنار میآیم از خودم تعهّد میگیرم که اینجا را که محیط فاخر خوشنویسی است و محلّ آمد و شد دوستان فرهیخته از سراسر کشور و گاه از بیرون مرزهاست، محلّ طرح مطالب عشقولانه و احساسات شخصی که زمانش هم از ما گذشته و باید از موی سفیدمان شرم کنیم نکنم و به توصیهی استاد موحّد عمل کنم نمایم و بپردازم به رفع اشکالات مضمن مزمن خطّم (گریه) و از حاشیهرویها و امور اضافی بپرهیزم و بپردازم به بچسبم به اصل کار. ولی نمیشود. مگر میشود؟

چپ: سیاه مشق نستعلیق
به قلم رضا شیخمحمّدی و تذهیب الناز ارجی.
در حالی که هیچیک از دو کاتب در هنگام تولید این آثار، به محصول دست کاتب دیگر التفاتی نداشته، این دو قطعه به شکلی تصادفی شبیه هم از کار درآمده است. آیا در خوشنویسی هم میتوان قائل به نوعی «توارد» (پدیده ی رایج در هنگام سرودن شعر) شد؟
پست مستقل مرحوم استاد عبدالله فرادی ostad abdollah foradi را که در ۲۸/۱۰/۸۶ نوشتم و در ۹/۹/۸۷ آپدیت کردم، به اینجا انتقال میدهم. البتّه آن را با انتشار سطر خوب و استادانهای از آن مرحوم که در اسفند ۱۳۶۲ برای زندهیاد بیوک احمری (از تذهیبکاران وقت انجمن خوشنویسان) نگاشتهاند، مزیّن میکنم. ادامهی پست







