تبليغاتX
مشقنامهء شیخ - > قطعه نستعلیق
دریافت نسخهء بدون واترمارک آثار این وب یا سفارش خرید اصل آثار از طریق ایمیلم یا 09127499479
 الهی عاقبت محمود گردان! / احمد پیله‌چی قزوینی


برچسب‌ها: احمد پیله‌چی
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/11/07  |
 فراست و مغتنم‌شماری فرصت

به تصوّر حقیر و به رغم ادّعای مطروحه از سوی اسماعیل رشوند مدّعیم: تفاوت چندانی بین اجراهای مشقی و نمایشگاهی برخی و بسیاری از خوشنویسان از جمله حسن اعرابی وجود ندارد. فراتر از آن، بسیاری از آثار تمرینی و بداهه‌نگاشته‌های آنان از عیار بالاتری برخوردار بوده؛ بیش از نمونه‌های نمایشگاهی به اعتبار هنریشان می‌افزاید.
سوگمندانه شماری از این دست هنرآفرینان، این هوشمندی، فراست و مغتنم‌شماری ِفرصت‌ را ندارند که وقتی در شرایط مساعدی برای خلق قرار گرفتند، حاصل کار را صرفا" چون سر کلاس تحریر شده یا به نیّت کار نمایشگاهی صورت‌بندی نشده، به راحتی بذل و بخشش نکنند یا دور نیندازند؛ بلکه کناری نهند و چون چشمان خویش از آن مراقبت کنند تا در فرصت مقتضی قطعه‌بندی و پاسپارتو و تذهیبش نمایند و به عنوان شناسنامهء هنری خویش معرّفی کنند.
به جراءت بر این باورم که بهترین آثار حسن اعرابی، آن یک مشت دلنگاری‌های اوست که برای این صدیق یا آن شفیق قلمی کرده و هم‌اینک در دست هنرجویان و دوستانش به صورت پراکنده و گاه در شرایط نگهداری نامناسب و نهایتا" لای سلیفون جا خوش کرده است. بگذریم از اثر زیر که ده سالی است در غل و زنجیر آرشیو مخوف شیخ زیر شکنجه است.
برگرفته از کامنت من در فیس‌بوک >>> اینجا


برچسب‌ها: حسن اعرابی, فیس‌بوک
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/10/26  |
 عیب و هنر ِ می! / خط شیخ و واکنش‌های فیس‌بوکی

پست من در فیس‌بوک:
تا جایی که خودم را شناخته‌ام، آنقدر که روی دست رقیب بلند شدن، داغ و شارژم میکند، دیگر اسباب ِانگیزه‌بخش به سختکوشی و وداع با رکود و خمودی نمی‌خوانَدم!
خلق قطعه‌ای که با ابعاد اصلی 6.5 در 13.5 سانتیمتر پیشکش می‌شود، در خلوت و خلسهء کاتب آن میسّر نبود. تولید ترکیب‌های ارائه‌شده در این گروه از مصراع زیبای حضرت حافظ و نقد و ارزیابی آنها – که بخشی از نقدها را خودم آستین بالا کردم - جاده‌صاف‌کن ِ خلق این اثر که شاید برآیند تمام ترکیب‌ها باشد، گردید.
جمع جبری مجموعهء صحبت‌هایی که در خلال عرضهء آثار بانوان و آقایان هنرمند در این گروه مطرح شد، این قطعه را که با قلمی به پهنای 3.5 میلیمتر تحریر شده، سامان داد. بیراه نیست اگر تمام آبرو و اعتبار این اثر وامدار کسانی باشد که چراغ این گروه را فر(و)زان نگه داشته، به تنورش هیزم می‌افزایند.
                                                شیخ. 4 و نیم صبح / 22 دی 90 / قم

تصاویر پست مزبور و کامنت‌هایش از راست به چپ:

    
کامنت من:
جناب Kermaninejad! پرسیده‌اید:
«ای‌کاش می‌فرمودید درصد استفاده از نرم‌افزارهای کامپیوتری چقدر بوده؟»
باید عرض کنم قطعه خطّ فوق به شهادت تصویر زیر کلا" کار دست است. مجموعا" تمایلی به استفاده از نرم‌افزار در خوشنویسی ندارم و معتقدم باعث خشکی و بیروحی کار می‌شود. ارزش اثر هنری به مانوال‌بودن آن است. از نرم‌افزار ای.سی.دی.سی تنها برای نگاتیوکردن خط و روتوش مختصر برخی قسمت‌ها استفاده کرده‌ام.

لینک اجرای حسن اعرابی و کامنت‏هایش: ۱ و ۲ و ۳

کامنت من در 05:00_90.10.24: حسن اعرابی انگار موقع نوشتن کامنت چشم‌های مبارک را می‌بندد و به اطرافش نگاه نمی‌کند. در ذیل ترکیب شیخ یادداشتی درج شد که در خلال آن عنوان گردید که این اثر، برآیند دیگر ترکیب‌ها و حتی مدیون و مرهون مجموعهء صحبت‌ها و نقدهایی است که در این گروه مطرح شد و تمام آبرو و اعتبارش را وامدار چراغ‌افروزان و هیزم‌کشان و حتّی رقباست.
این نوع یکدستی‌زدن و پیشدستی‌کردن را از کارگردان خوب سینمای بعد از انقلاب: «محسن‌ مخملباف» آموخته‌ام. در خلال ساخت فیلم «بایسیکل‌ران» در اواسط دههء 60 به ایشان انتقاد شد که فیلمنامهء شما با نگاه به فیلم «آنها به اسب‌ها شلّیک می‌کنند» نوشته شده. مخملباف برای خلع سلاح منتقدان، رندانه در صحنه‌ای از فیلمش که در قهوه‌خانه‌ای می‌گذشت، تلویزیونی را نشان داد که در حال نمایش بخش‌هایی از فیلم «آنها به اسبها شلّیک می‌کنند» بود!
قبل از نوشتن کامنت اگر کمی به دور و برتان نگاه کنید، شاید فیلمی را که در قهوه‌خانه‌ در حال پخش است، ببینید؛ جناب اعرابی!
شما به کوتاه‌نویسی «می» در اجرای بنده انتقاد کرده و مدّعی شدید این کار باعث می‌شود که «ی» درست روی «عیب» ننشیند. این ذهنیّت برخاسته از این یکسونگری است که با تساوی کشیدهء «می» و کشیدهء «ب» همه چیز حل می‌شود و به تناسب مطلوب دست می‌یابیم. حالا دیگر بقیّهء اجزا (مثل کلمهء «جمله» که در اجرای شما هیچ نسبتی با کلمهء «عیب می» ندارد) چه بلایی سرشان می‌آید به ما چه؟
هنر بزرگ استاد امیرخانی و پیروان ایشان در این است که فارغ از جزمیّت و بسنده‌کردن به یک پارامتر در ایجاد تناسب، با انقباض و انبساط‌های به موقع و بازی‌ با طول و قامت حروف و کلمات و مجموعهء مصالحی که برای ساخت و ساز یک قطعه در اختیار دارند و تغییر جای استقرار آنها و درنظرگرفتن مصالح کلّی صفحه، مجموعهء به‌هم‌پیوسته و منسجمی خلق می‌کنند که گاه مفرداتش به تنهایی صاف و تراشخورده نیست؛ اما همه در خدمت تیمند!
عجیب است که یک خوشنویس با اجرای واز و ولنگ مدّعی باشد که صلاحیّت بیشتری برای خلق ترکیباتی از این دست نسبت به یک خوشنویس «قصارمشق‌نویس» دارد.
بنده با کوتاه‌نویسی «ی» معکوس در واقع درصدد بوده‌ام کشیده را به وسط کلمهء «عیب» برانم و تقارن بهتری به نمایش بگذارم. در این حال انتهای یای معکوس به همان اندازه که از چانهء عین عقب نشسته؛ قسمت پشت یای معکوس هم تقریبا به همان اندازه از انتهای «ب»ی کشیده فاصله گرفته است. (در تصویر زیر با دو خط آبی موازی مشخّص کرده‌ام)
این امر علاوه بر این باعث شده که دو منطقهء بیضوی زیبا که به رنگ سبز و قرمز که بر روی اجرای خودم در تصویر مشخّص کرده‌ام، حاصل شود.
جناب اعرابی دلش به این خوش است که کشیده را خوب روی «ب» سوار کرده و «ب» و «ی» را مساوی نوشته که تازه عرض من این است که اگر بنا به تساوی «ی» با «ب» باشد، باید انتهای دم «ی» با ابتدای کشیدهء «ب» محاذی باشد؛ پش چرا کشیده تا نزدیک عین ادامه یافته است؟


برچسب‌ها: فیس‌بوک, غلطگیری, حسن اعرابی, استاد امیرخانی
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/10/22  |
 خط شیخ و شعر امام خمینی(ره)
غزل حضرت امام خمینی(ره) / خطّ رضا شیخ محمّدی
تحریر: دی ۸۶ (به نیّت شرکت در جشنوارهء طلیعهء ظهور)
تذهیب: حسین نظیفی (دستمزد: ۹۰ ه.ت)
اثر مزبور در جشنوارهء یادشده رتبه نیاورد، ولی بعدا توسّط دست‌اندرکاران جشنواره با حقیر برای فروش اثر مزبور به دبیرخانهء مزبور تماس گرفته شد و نهایتا اثر را به ۳۰۰ ه.ت خریداری نمودند.
برچسب‌ها: امام خمینی
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/10/16  |
 بسم الله الرحمن الرحیم / اثر استاد امیرخانی

اثر استاد غلامحسین امیرخانی
تاریخ تحریر: تیر ۷۲
عکاسی از روی اصل توسط: رضا شیخ محمدی
مکان عکّاسی: نگارخانهء شیخ هادی تهران
تاریخ عکاسی: اردیبهشت ۷۳
دوربین: آنالوگ. زنیت ۱۲۲ روسی

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/27  |
 قطعهء عاشورایی

این دو فرد شعر سوءال امتحان ممتاز بنده در خرداد ۶۴ شمسی بود که به قبولیم در آن آزمون انجامید. تحریری که تقدیم می‌شود در فروردین ۸۴ شمسی (بیست سال بعد از تاریخ مزبور) در قزوین بر روی کاغذی که امیر عاملی رنگش کرده بود، انجام شده و امروز همزمان با روز عاشورای حسینی تقدیم بازدیدکنندگان وب می‌شود. التماس دعا!


کپی نظرات از کامنت‏دانی:
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوشنبه 21 آذر1390 ساعت: 11:17 توسط:نورور
جناب شیخ محمدی
با سلام و قبولی عزاداری
خدمت شما عرض کنم اگر الان این خط را مبنی بر امتحان ممتاز حضرتعالی بود مطمئن باشید رد میشدید بدون برو برگرد .مومن مثل آقای امیرخانی چرا رفتی دنبال آپارتمان سازی ...مگر نمیدانید پایه هنرهای تجسمی بر زیبا دیدن و انکسار اصول تفکر به مخاطب است.من که اصلا نتوانستم شعر را بخوانم .هرچند از علاقمندان بخط حضرتعالی هستم مطمئن هستم هر وقت درست نوشتید کارهایتان خوب و یکدست میشود ولی تا وقتی بخواهید نوگرایی کنید همین آش شور و بی مزه درباری می شود ,مطمئن باشید هنر مدرن از ابتدای درست نوشتن در خط پیش میرود
وب سایت ایمیل

جمعه 16 دی1390 ساعت: 6:53 توسط:پژمان
آقای نورور
شما هنوز تو اینترنت مشق میکنید ؟ آقا جان الان چند ساله که شما در اینترنت پشت سر استاد امیرخانی حرف میزنی و گاهآ بد میگی . تو تمام این مدت دریغ از یه چلیپا که از شما دیده باشم . تنها اثر هنری خوشنویسی که از شما دیدیم دو سه صفحه کتابت روی کاغذ معمولی دفتر چهل برگ قدیمی ها بوده . خوب عزیز من شما اگر بجای اینکه اینهمه دنبال بدگویی استاد امیرخانی تو اینترنت باشی میرفتی چهار صفحه مشق میکردی حداقل میتونستی یک چلیپا بذاری تو اینترنت که خلق الله نگن یارو که اینهمه حرف میزنه در حد یه هنرجوی عالی هم نیست و نمیتونه یه چلیپا تحریر کنه . از همه اینها گذشته مگه بده آدم دنبال آپارتمان سازی باشه ؟ مگه بده دنبال سرپناه واسه زن و بچش باشه ؟ شما اگه ارث پدری داشتی و خداروشکر خونه و اموال داری و زن و بچه ای هم نداری یا داری که نگران آیندشون نیستی دلیل نمیشه همه مثل شما باشن که . برو جانم برو یه کم تو خلوت خودت با وجدان خودت فکر کن . گیرم استاد امیرخانی بده بده بد . استاد امیرخانی حرفه اش خط و خوشنویسی هست . شهرت و محبوبیت و همه زندگیش بر پایه خط و خوشنویسی هست. هر خوبی و بدی هم داشته باشه پس فردا تاریخ این مملکت رو حساب اعتبار خطش در موردش قضاوت میکنه . شما هم اگر میخوای مردم بعدآ قضاوت درستی از شما داشته باشن حداقل برو یه چلیپا بنویس چند تا کاره درست و درمون از خودت بجا بذار که پس فردا نگن نورور زده بود به سرش نمیتونست حتی یه چلیپا تحریر کنه سره خودشو گرم کرده بود به حرف ... !!!


برچسب‌ها: امیر عاملی, امتحانات انجمن, استاد امیرخانی, امام حسین‌ع
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/15  |
 خط استاد امیرخانی در وصف سیدالشهدا(ع)

متنی در وصف وجود نازنین سیّدالشّهدا(ع) از زبان پیامبر عظیم‌الشاءن اسلام(ص)
خط: استاد غلامحسین امیرخانی / تحریر: اوایل دههء ۶۰ شمسی
عکّاس: رضا شیخ محمّدی / دوربین: مینولتا (آنالوگ)
مکان عکّاسی: تهران، تالار وحدت
زمان: سال ۶۳ شمسی در سفری که به همراه زنده‌یاد محمّدرضا قنبری از قزوین با اتوبوس به تهران سفر کردم. ۱۹ساله بودم و آنقدر بزر گ نشده بودم که تنها سفر ‌کنم. قنبری به تهرانم برد و برای اوّلین بار با نسخهء اصل از یکی از خطوط استاد امیرخانی مواجهم کرد. لحظات هیجان‌انگیزی بود. از پشت شیشه از آن عکس گرفتم. برای اینکه نور فلاش به نگاتیو منعکس نشود و نسوزاندش، تصویر را با پرسپکتیو ثبت کردم. شنیده‌ام با نرم‌افزار رایانه‌ای می‌توان این اعوجاج تصویر را اصلاح کرد؛ افسوس که بلد نیستم.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/09  |
 ناتمام‏های استاد امیرخانی!

سه اتود و اثر ناتمام از استاد غلامحسین امیرخانی.
اتود ِ «عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد» بر روی پوست دبّاغی‌شده و دو اجرای دیگر بر روی کاغذ قدیمی اجرا شده است. این آثار را چند سال پیش در خلال یک معامله از امیرمیثم سلطانی (که در حال حاضر از شکسته‌نویسان مطرح کشور است) خریدم و به ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشمشان. طالبان ایمیل یا اسمس بزنند.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/05  |
 تقدیر و تشکر به سیاق تیتراژ پایانی فیلم‏ها

سنّت خوبیست که در تیتراژ پایانی فیلم‌ها به خصوص سریال‌های تلویزیونی از عوامل و دست‌اندرکاران آن یا ذکر اسامیشان تشکّر می‌شود. من چرا چنین نکنم؟ چرا شاد و شاکر نباشم از تمام آنان که در فرآیند خلق و به سرمنزل مقصودرسیدن اثری که در تصویر مشاهده می‌کنید، دخیل بوده‌اند؟ از پدر ِ دین و درسمدار ِ ۷۸ ساله‌ام: حضرت شیخ علی محمّدی تاکندی که بدون استفاده از کلماتی مثل: «هنر» و «خلق هنری» و مصطلحاتی که از قضا من خود بکاربردن آنها را سخت خوش دارم، اوّلین استاد خوشنویسی من بود. تشکّر از تمام اساتیدم. تشکّر از دست‌اندرکاران جلسهء دعای توسّل هفتگی خوشنویسان قم بین سال‏های ۸۲ تا ۸۵ به خصوص علی بخشی و علی رضائیان که در یکی از همین جلسات، دوسطری مزبور را برگزیدند تا تحریر و هفتهء بعد در جلسه ارائه کنیم. تشکّر از خودم که دقیق نگارش کردم. تشکّر از خودم که بعد از تحریر و ارائه به جلسه برای نقد و بررسی، دوباره با سماجت، کار را پس گرفتم؛ چون می‌دانستم که آرشیوکردن آنها فایده‌ای ندارد و هیچ کس به دلسوزی خودم از آثارم نگهداری نمی‌کند. تشکّر از خودم که معتقدم آثارم در هر مقطع آنقدر مهم هست که باید نگهداری شود و قبل از اینکه درست و حسابی روی آنها کار نشده و به کمال نرسیده و تذهیب و پاسپارتو و پرس و اسکن و فیکسه‌خورده و قاب‌کرده نشده، ازش حفظ و حراست کنم.
از امیر عاملی که چند سال بعد از تحریر این اثر، رنگ موسوم به جوهر را در دبّه‌ای پلاستیکی در اختیارم گذاشت تا رنگش کنم. باز از خودم که مینو حیاتبخش را در خلال برگزاری نمایشگاه خوشنویسیم در نگارستان اشراق قم در زمستان ۸۹ دعوت کردم که از کارهایم بازدید کند. از مینو که قبول کرد این قطعه را از من برای تذهیب تحویل بگیرد تا تذهیب کند و حدود هشت ماه بعد تحویلم داد. از این دختر که به خاطر تذهیب زیبای این اثر فقط ۵۰ هزار تومان مطالبه کرد. از محسن روزگرد که توصیه کرد آثارت را بعد از اینکه تذهیب کردی و اسکن گرفتی، با «فیکساتیو وینزور» تثبیت کن تا از ریختگی‌های احتمال و فرسایشش جلوگیری کنی. تشکّر از خودم که دلم می‌آید که برای یک کپسول کوچک پیف‌پافی «فیکسهء وینزور» انگلیسی ۸۵۰۰ تومان هزینه کنم.
از کورش مظفّربیگی دوست خوشنویسیم که در متروی شهید بهشتی غرفه دارد و مرا از طریق همین بلاگ شناخت. از او که در تالار وحدت در شب تحریر قرآن در ماه مبارک رمضان جلو آمد و خودش را معرّفی کرد. از او که پذیرفت برای برگزارکردن نمایشگاه خوشنویسیم در ایستگاه متروی یادشده رایزنی کند. از خانم حدّادی که مقدمات برگزاری نمایشگاه خوشنویسی مزبور را فراهم کرد. و نهایتا از رهگذری ناشناس که هنگام  عبور از کنار این تابلوی خوشنویسی آن را از میان ۸۰ تابلویی که با خود به مترو برده و به نمایش گذاشته بودم، برگزید و برای خرید آن وسوسه شد و حاضر شد ۱۶۰ هزار تومان بابت آن بپردازد.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/08/28  |
 تضییع حقوق تذهیبکاران

داشتن دو اسکن از آثاری که تحریر می‌کنم (یکی قبل از تذهیب، یکی بعد از آن) و مقایسهء آنها مرا به تاءثیر انکارنشدنی هنر تذهیب به عنوان مکمّل و متمّم خطّاطی و راهی برای رفع و رجوع نقائص احتمالی کارم (خصوصا که از آن دسته خوشنویسانم که تحریر مجدّد یک قطعه را خوش ندارم و اگر هم چنین کنم، دل از نسخهء اول نمی‌کنم) باورمند کرده است. البتّه برخی تذهیب‏ها لطمه‏زننده هم هست.
اثری در این پست به نمایش می‌گذارم که پیشتر در اینجا بدون تذهیب ارائه شد و این بار هماغوش با هنر دوست نگارگر قزوینی‌ام مهرداد لطفی پور (اجرای مرداد ۹۰) تقدیم آستان دوستان می‌شود.
تحریر مصراع نخست از این بیت خواجه است که: «به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم / بیا ساقی که جاهل را هنی‌تر می‌رسد روزی» و در شمار قطعات قصارنویسی (و نه قصارمشق‌نویسی) بنده است؛ بدین معنا که کلمات و اجزا از حالت سادهء ترکیبی که در سطرنویسی رایج است، فاصله گرفته و علاوه بر انتخاب دانگ درشت‌تر، رو به ترکیب پیچیده‌تر و تواءم با اتّفاقات بصری بیشتر آورده‌ام. با این حال از آنجا که این اثر فاقد گلاویزی‌های سیاه‌مشقی جز در یک مورد است، در ردهء «قصارمشق» قرارش نمی‌دهیم.
مقایسهء چلیپاهای فاخر حضرت میرعماد با همان آثار با حذف عنصر تذهیب (به مدد نرم‌افزار) و پاسخ به این پرسش که آیا این آثار بی‌تلفیق با نگارگری هم بی‌نقص است یا خیر، موضوع تحقیق و بررسی مستقلیست که جایش خالیست.
این بنده در شمار خوشنویسانی هستم که تذهیب و تذهیبکار را دوست دارم و گاه حتی در حدّ پنجاه درصد برای آنها در جلوه‌بخشی به آثار نستعلیقم نقش قائلم و این تا آنجاست که نرخ نهایی یک تابلو را با عنایت به دستمزد پرداختی به تذهیبکار تعیین کرده‌ام. اگر نگارگر ۳۵ ه.ت حقّ‌العمل گرفته است، قیمت تابلو را حدود دوبرابر آن درنظر گرفته‌ام نه بیشتر. شاهدیم گاه ۷۰ ه.ت برای تذهیب اثر پرداخت می‌شود و قیمت اثر پنج میلیون تومان لحاظ می‌شود. اگر نقش تذهیبکار در چنین اثری اینقدر نازل است که عمدهء قیمت تابلو را خوشنویسیش تعیین می‌کند، چرا اصلا تذهیب می‌شود؟ و اگر نقش موءثری دارد، چرا دست کم یک سوم تا یک پنجم از عواید حاصل از فروش تابلو به تذهیبکار پرداخت نمی‌شود؟
و اگر دستمزد مذهّب قبل از قیمتگذاری به او پرداخت شده، چرا قیمت نهایی تابلو از سه و نهایتا پنج برابر آنچه به تذهیبکار پرداخت شده، بیشتر در نظر گرفته می‌شود؟

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/06/31  |
 مونتاژ مضامین ظاهرآ مختلف و باطنآ هم‏افق

می‏خواهیم صفحهء سفیدی را با عناصر خطّ نستعلیق صفحه‌آرایی کنیم. چه کنیم؟ به نگارش سطری بسنده ‌کنیم؛ یا چلیپایی بنگاریم و در لچکی بالایش یکی از اسماء جلاله را با سایز کوچکتر بنویسیم و در فضای قرینهء پایینش امضایی و تاریخی یا ثبت مکان نگارش یا نام شاعر؟ یا متنی عربی بنگاریم و ترجمه‌اش را با قلم کوچکتر در زیر آن بنویسیم و تمام؟
استفاده از سایز‏های متعدّد قلم و قالب‌های گوناگون (کتابت، چلیپا، قصارنویسی) در یک صفحه به شرط آنکه با همزیستی خوبی در کنار هم قرار گیرند، فضای نیکو و چشمنوازی را تولید می‌کند. مضافا بر اینکه می‌توان برای غنای محتوای قطعه از روشی سود برد که به زعم بنده شاخصترین هنرمند خوشنویس در این عرصه استاد امیرخانی است. مُکرّرآ دیده‌ام که ایشان دو مطلب به ظاهر متفاوت را به اعتبار ارتباط معنوی آنها با یکدیگر است، کنار هم قرار داده است. بنگرید به قطعهء «فوفَ کُلِّ ذی‌ برّ برٌّ  حتّی قٌتل فی سبیل الله فلیس فوقه بر» که در دانگ جلی در اواسط دههء ۶۰ اجرا و چاپ شده است.
نخست اینکه این اثر حتّی اگر به سفارش یک ارگان دولتی خلق شده باشد، ادای دین کاتب به موضوع ارزش مقام شهادت در مقطعی است که کشور ما درگیر نائرهء جنگ تحمیلی بود و هر روز پیکر شهیدی بر فراز دستان امّت تشییع می‌شد. به تصوّر حقیر کیفیّت نگارش این قطعه به لحاظ برخورداری از موءلّفه‌هایی همچون دوایر متعدّد و مُردّف که از ترکیب‌های مورد علاقهء امیرخانی است، بیگانه با درونیّات این کاتب نیست. (حتّی آن بخش از باورهای او که شاید به لحاظ برخی خصوصیّت‌های فردی یا دلخوری از برخی سلیقه‌ها مایل به فریادکردن آن نباشد.)
معتقدم تاءثیر آثاری از این دست و سنخ، بیشتر است تا نمونه‌هایی با اجرای بد ولی با محتواهای ظاهرا ارزشمدار و تحریرشده از سوی چهره‌هایی با آرایش مذهبی.
آنچه در این اثر امیرخانی مدّنظر حقیر در این پست است، آن است که به جای ترجمهء مستقیم حدیث عربی، از بیت مناسبی که همان فحوا و محتوا را می‌گوید، استفاده شده است. طبق مضمون حدیث، بالاتر از هر نیکی، نیکی دیگری است؛ تا جایی که فرد به فیض عظمای شهادت برسد. در این حال دیگر خیری فراتر از آن نمی‏توان سراغ کرد. بیت ِ «همچو حافظ غریب در ره عشق / به مقامی رسیده ام که مپرس» نیز از درجه و مقام توصیف‏ناپذیری که سالک مسیر عشق بدان نایل شده، سخن رفته است.
در این پست، اثری از خودم (تحریرشده در زمستان ۸۸) نیز تقدیم می‌کنم با این مضمون:
«و لقد آتیناک سبعا من المثانی و القرآن العظیم»
طبق نظر مفسّرین، این آیهء شریفه (سورهء حجر آیهء ۸۷) به سورهء مبارکهء حمد اشاره دارد. این ایده به ذهنم رسید که خوب است این آیه را قصارمشقش کنم و با تحریر سورهء حمد در یک قاب به دست تذهیبکار بسپرم. فعلا در این پست این دو اثر را جدا از هم می‌بینید.
در اثر دیگری که در دی ۸۸ تحریر کردم و بعدها به تذهیب دوست نگارگر قزوینی‌ام مهرداد لطفی‌پور مُزیّن شد، بیتی از حضرت حافظ به جای ترجمهء آیهء شریفهء قرآن: «و ما نقموا منهم الا اءن یوءمنوا بالله العزیز الحمید» (سورهء بروج، آیهء ۸) نشسته است:
«فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل دانش و فضلی همین گناهت بس!»
خوشنویسی که مضامین به ظاهر مختلف - و باطنا هم‌افق - را اینگونه در کنار هم مونتاژ می‌کند، به نحوی از انحاء فراتر از یک خوشنویس ظاهر شده و به یک کار آخوندی و تفسیری دست یازیده است.
                                                                                                        لینک مرتبط >> اینجا

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/06/26  |
 خطوط فروشی مجموعهء دوست طلبه‏ام علیرضا نادری (اهل مشهد)

دوست طلبهء عزیزم علیرضا نادری که ساکن مشهد است و بیست سال بیشتر سن ندارد، آنگونه که خود ابراز کرد تحت تاءثیر کلکسیونربودن بنده و وبلاگ حاضر به کار مجموعه‏داری و خرید و فروش آثار خوشنویسی (به نیت دستیابی به قطعاتی با عیار بالاتر) رو کرده است.
وی مجموعهء زیر را که به تدریج عکس‌هایش را تقدیم خواهم کرد، در معرض فروش فوری قرار داده است. طالبان این آثار با ایمیل بنده یا شماره همراهم تماس بگیرند یا در همین پست کامنت بذارند تا به علیرضا لینکشان کنم:
آیاتی از مصحف شریف به خط نستعلیق (قدیمی)
ابعاد اصلی:  18.5x24 سانتیمتر
قیمت: ۲۰۰ هزار تومان
------------------------------------------

سطر استاد عبّاس اخوین
با مرکّب قهوه ای و تذهیب / تحریر سال ۶۷
۲۵۰ هزار تومان

------------------------------------------
سطر استاد مرحوم عبدالله فرادی
تحریرشده برای آقای روزبهی
قیمت: ۱۰۰ هزار تومان فروخته شد
------------------------------------------
دو قطعهء موریانه‌خورده
منسوب به وصال شیرازی
جفتش سیصد هزار تومان
----------------------------------

 چلیپای فتح الله جلالی
که تاءیید حاج آقا صدر اصفهانی
را در پشت خود دارد  
۲۵۰ هزار تومان



 
   
استاد امیرخانی دو سطر سمت راست و چپ: دانه‌ای ۸۰ ه.ت
قطعهء وسط: فروشی نیست


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/06/05  |
 اثر خوشنویسی شیخ / تحریرشده در مکه مکرمه

آیهء شریفهء:
«و اذّن فی النّاس بالحجّ یاءتوک رجالاً و علی کلِّ ضامرٍ
یاءتینَ من کلِّ فجٍّ عمیقٍ
»
خط: حقیر رضا شیخ محمّدی
تاریخ تحریر: تیرماه ۱۳۹۰ / روزهای اقامت در مکّهء مکرّمه / خیابان عزیزییّه / هتل مواکب

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/05/04  |
 نستعلیق به قلم مصطفی عزت یساری‏زاده با قدمت 170 سال

21دو تصویر در این پست مشاهده می‌کنید:
اوّلی قطعه‏ای جداشده و جاکن‏شده از تاج یکی از رواق‏های مسجدالحرام (منصوب در سال ۱۲۵۸ قمری = ۱۷۴ سال پیش) و حاوی امضای سلطان عبدالمجید اوّل - شاه عثمانی - به خطّ طغرا و بیت: «النصرُ موقوف لسُلطاننا / ایّدهُ الله بجاه الرّسول» به خطّ نستعلیق است. مصراع نخست طبق حروف ابجد با عدد ۸۳۴ و مصراع دوم با عدد ۴۲۴ برابر است و جمع جبری این دو عدد به عدد ۱۲۵۸ (سال تعمیر خانهء خدا توسّط سلطان عبدالمجید) منتج می‌شود.
تصویر دوم ابیاتی به خطّ نستعلیق «مصطفی عزّت یساری‌زاده» و اجراشده بر روی سنگ رُخام (مرمر) است. اشعار عربی مزبور به تلاش عمرانی سلطان عبدالمجید برای توسعه و تعمیر مسجدالحرام اشاره دارد. این اثر نیز در همان سنوات در یکی از رواق‏های حاشیهء کعبه منصوب بوده و بعدها به موزهء مکّهء مکرّمه - که «زکی یمانی» وزیر نفت عربستان سعودی برای تشکیل آن اهتمام وافر نمود - منتقل شده است.
ابیات، قصیدهء کاملی است که شاعر در سرودن آن ابتکار خاصی را ملحوظ داشته است:
به حروف انتهای مصراع‌های اوّل دقت کنید. اگر آنها را به هم وصل کنیم، مصراع:
ا ل ن ص ر م و ق و ف ل س ل ط ا ن ن ا (النصر موقوف لسلطاننا) به دست می‌آید.
اگر حروف نخست ِ مصراع‌های دوم را هم به هم ضمیمه کنیم، این مصراع رخ می‌نماید:
ا ی د ه ا ل ل ه ب ج ا ه ا ل ر س و ل (ایّده الله بجاه الرّسول)
با این تکنیک زیبا همان بیت تصویر اوّل حاصل می‌شود که ضمن معنادار بودن، حاوی عدد ۱۲۵۸ قمری به حروف ابجد است.
به بیت آخر قصیده هم عنایت کنید:
بسعد سما عبدالمجید مجددا / لمسجد بیت الله هنّی بما حسب
مصراع اول طبق حروف ابجد با عدد ۴۵۳ و دومی با عدد ۸۰۵ برابر است و جمع این دو عدد نیز به ۱۲۵۸ رهنمون می‌شود!

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/05/02  |
 انعکاس مضامین مربوط به پیامبر اعظم(ص) در آثار چند خوشنویس (اکثرا قزوینی)

پیشکش به مناسبت مبعث آن وجود نازنین
و در آستانهء سفرم به مدینهء منورّه در یازدهم تیرماه

1
  2 3 4 5 6
7
 8 9 10 11
۱. امینی (قزوین) / ۲. مصطفی عابدینی (آبیک قزوین) / ۳ تا ۶: رضا شیخ محمدی (قم و قزوین)
تحریرشده به ترتیب در: اردیبهشت ۸۶، آذر ۷۵، تیر ۸۷ و اسفند ۶۷
۷. علی آقاحسینی (قزوین) / ۸. قدیمی / ۹. امینی؟ (قزوین) / ۱۰. ..... (قزوین)
۱۱. استاد امیرخانی (طالقان قزوین)                           لینک مرتبط >>> اینجا


برچسب‌ها: پیامبر ص
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/09  |
 سیر و گذار پرکاش و کاشکی اما بالیدنی
مهر 64, تالار موزهء هنرهای معاصر, اولین مجمع خوشنویسان سراسر کشور, عکاس: واعظ تهرانی

استاد غلامحسین امیرخانی در شمار آندسته هنرمندانی است که می‌توان برای سیر و گذار هنریش ادوار مختلفی (با پریود ده ساله) فرض کرد. با این بررسی به نظر می‌رسد نه با یک استاد که گویی با چند تکنسین سروکار داریم. امیرخانی این شانس را داشته است که گزارش سلوک هنری در هر فصل از فعّالیّتش را در قالب یک اثر درخشان به جامعهء خوشنویسی و تاریخ هنر این سرزمین پیشکش کند؛ درست برخلاف هنرمندان به ظاهر پویا و پیوسته در حال گذاری که مصداق این بیتند:
فرصت نمی‏دهد که بشویم ز دیده خواب / از بس که تند میگذرد جویبار عمر
برآیند و فرآیند امیرخانی در دههء پنجاه «ترجیع‌بند هاتف اصفهانی» است که استوار و یکدست تحریر و در سنوات قبل از پیروزی انقلاب با چاپ نفیسی به زیور طبع آراسته شد. امیرخانی دههء ۶۰ در رسم‌الخطّ پربار و همیشه مانایش جلوه کرد. در دههء ۷۰ از «صحیفهء هستی» رونمایی شد و در مقاطع بعد هم رباعیات خیام و ... ارائه گردید.
می‌توان طیّ یک مقالهء بلند تحقیقی، امیرخانی‌ها را به مقایسه نشست و بارم‌بندی کرد. می‌توان برای این سیر و سفر پرافت و خیز، قلّه و حضیض فرض کرد و حتّی برای برخی مقاطع و پروداکت‌های استاد دل سوزاند.
درست این است که جای خالی شماری از آثار نفیس و دیده‌نشدهء او که بر دیوار منزل مریدان و شاگردانش جا خوش کرده، یا احیانا در دست سوداگران جابجا می‌شود، در کتاب صحیفهء هستی مشهود است و به جایش برخی کارهای شتابزده با ترکیب‌های نامناسب و تذهیب نافرم و ناهمگون قرار گرفته است.
قدر مسلّم، زندگی امیرخانی با وجود «ای کاش و کاشکی‌ها» و «چه خوب بود اگر»ها، مصداق روشنی برای اثبات این حقیقت است که می‌توان به رغم مشغلهء کاری و اداری و در عین حضور در کانون تنش و جنجال، از فرصت‌ها بهره برد و در عرصهء تولید آثار فخیم و فاخر در کنار هنرجوپروری و مکتبداری بی‌نظیر و اشاعهء سبک هنری مهر و امضادار در اقصی‌نقاط این سرزمین اثرگذاری کرد.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/04  |
 حمد امیر عاملی

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/02  |
 قطعهء نستعلیق/ خط ناصر نوروزی‏منش / تذهیب حسین تنکابنی/ مجموعهء دکتر حسن اختیاری

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/03/31  |
 معلّم باغبان باغ عشق است!

هفتهء معلم همزمان با دوازده اردیبهشت آغاز می‏شود. در این پست یک اثر خوشنویسی در قالب نستعلیق به قلم دوستم علی رضائیان در تلفیق با افه‌های گرافیکی که توسّط بنده انجام شده، به خلق اثری مناسب برای اهدا به معلم انجامیده است. نسخهء اصلی این اثر را رضائیان برای مرتضی ترابی هنرجوی نوجوان خوشنویسی در اردیبهشت ۸۷ نگاشته است.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/02/10  |
 آیةالکرسی يه خط شیخ (با قلم نیم میلیمتر) / تذهیب ندا داودآبادی


برچسب‌ها: قرآن
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/02/09  |
 حمد استاد امیر فلسفی با دو اجرا

سمت راست: سوره‌ی مبارکه‌ی حمد به قلم و رقم استاد امیر فلسفی
و تذهیب طلای روح‌الله فاضلی وادقانی قیمت: ۳ میلیون تومان
سمت چپ: همان سوره به قلم همان کاتب
تذهیب حسنی / از مجموعهء سهیلا احمدی
قیمت: چهار و نیم میلیون تومان
دیتیلی از اجرای سمت چپ

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/02/01  |
 خط شیخ + کتیبهء استاد موحد + عکس نرگس نجفیان

کتیبهء ثلث استاد موحد / مشهد / عکاس: دوستم نرگس نجفیانراست: خط رضا شیخ محمدی، فروردین ۸۴، مشهد
تذهیب: با طلا، میلاد رفیعی (اراک)، زمستان ۸۹، اندازهء اصلی: ۲۴x۴۰
چپ: کتیبهء ثلث استاد حسینی موحد
مشهد. تحریر: ۱۲ سال پیش
عکّاس: دوست ثلث‏نویس بروجنی‏ام نرگس نجفیان


برچسب‌ها: استاد موحد
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/12/23  |
 خط شیخ و تذهیب حسین نظیفی در وصف شهید و شهادت

رضا شیخ محمدی, حسین نظیفی / قم, کارگاه هادی پناهی, 86 شمسیامروز روز بزرگداشت شهدا و سالروز صدور فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر تاءسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامیست. به همین مناسبت یکی از آثار خوشنویسیم را که تلفیق سیاه‌مشق خاص‌نگاری من با مضمون آیهء شریفهء «و لا تحسبن الّذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» با کلامی از استاد شهید مرتضی مطهّری در وصف شهید است، تقدیم بازدیدکنندگان عزیز می‌کنم.
این اثر در زمستان ۸۶ به نیّت شرکت در نخستین مسابقهء خوشنویسی مشق عشق که در قزوین برگزار گردید، تحریر و توسّط دوست خوش‌ذوقم حسین نظیفی در ازای ۷۵ هزار تومان تذهیب شد. با آنکه در مسابقهء مزبور حائز رتبه‌ای نشدم، همینکه انگیزهء لازم برای خلق این کار در بنده ایجاد شد، خودم را برنده می‌دانم. (اینم نگم چی بگم؟)
این تابلو که با رویکرد ایجاد پرسپکتیو خلق شده و یک مرقّع آکاردئونی سه ورقی را تداعی می‌کند، در نمایشگاه‌های متعدّد خوشنویسی من شهر به شهر گشت؛ دیده شد و پسندیده شد؛ ولی به فروش نرفت. نهایتا در خرداد سال جاری در آستانهء سفرم به هند در خلال یک معاملهء ۸۰۰ دلاری به حجت‌الاءسلام علوی از روحانیّون مرتبط با مقولهء کتب و آثار نفیس خطّی فروخته شد. پولش هم خرج و مصرف شد و تنها این اسکن زیبا از اثر به یادگار باقی ماند. خدا را شکر!

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/12/22  |
 خط بنده و تذهیب اسدالله فقیهی

خط : رضا شیخ محمّدی / شعر : حافظ
قالب: چهارسطری دفتری و قصارمشق / تاریخ تحریر: آذر ۸۸
تذهیب در قالب گل و مرغ: اسدالله فقیهی بادجانی
تاریخ تذهیب: بهمن ۸۹/ دستمزد تذهیب: ۱۰۰ ه.ت
سرنوشت قطعه: فروش به هنرجوی خوشنویسیم محمّد حبیبی کیاکلایی به ۳۰۰ ه.ت
اندازهء اصلی: ۲۰x۳۳.۵ سانتی‌متر /  لینک مرتبط: اینجا


برچسب‌ها: گل و مرغ, حافظ, قصارمشق
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/12/11  |
 قطعه به خط استاد رسول مرادی

قطعه نستعلیق / خط : استاد رسول مرادی
تحریر : سال ۱۴۲۵ قمری
تذهیب : روح‌الله فاضلی وادقانی
ابعاد اصلی : ۵۳x۳۸ سانتی‌متر

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/30  |
 نستعلیق به قلم و رقم مرحوم میرخانی متعلق به ۴۰ سال پیش

قطعه خطّ نستعلیق
به خطّ استاد مرحوم سیّد حسن میرخانی
سال تحریر: ۱۳۸۹ قمری
تذهیب: زرّین‌نقش فراهانی

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/29  |
 قطعه به خط استاد مرحوم شیخ حبیب‏الله فضائلی
قطعه با مضمون انقلابی به خطّ نستعلیق، نسخ و ثلث استاد مرحوم حبیب‌اللّه فضائلی
تحریرشده در اردیبهشت ۱۳۶۹ شمسی / نگارگری: سیّد محمّد فقیهی
این قطعه را در زمستان ۸۶ از دوست خوشنویسم ناصر طاووسی در قم خریدم و مدتی بعد در خلال یک شب معامله به امیر عاملی دوست کلکسیونر و خطباز قزوینیم فروختم.
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/22  |
 رباعی خیام نیشابوری به خط شیخ و تذهیب الناز ارجی
بنگر ز جهان چه طرف بربستم؟ هیچ! - وز حاصل ایّام چه در دستم؟ هیچ!
شمع طربم گیر، چون بنشستم هیچ! - خود جام جمم گیر، چو بشکستم هیچ!
خط: رضا شیخ محمّدی / تحریر: بهمن ۸۶
تذهیب: الناز ارجی (نگارگر قزوینی، شاگرد استاد رامین مرآتی)
دستمزد تذهیب: ۳۰ هزار تومان / قیمت اثر: ۲۲۰ هزار تومان
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/21  |
 حلیه به خط شیخ

حلیه به خطّ نستعلیق رضا شیخ محمّدیتذهیب با طلا: محمّدحسین سیّدکریمی
 فوتک: روح‌الله فاضلی وادقانی / تحریر: سال ۱۳۸۷ شمسی
یادآوری: این قطعه توسط علی نجفی به فروش رفت و دست به دست شد و نهایتا از
 
موزه طارق رجب کویت سر در آورد

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/21  |
 دو قطعهء ترکیبی از بنده با نگارگری استاد سید حسین نجومی

در مقطع همکاری هنریم با استاد سید حسین نجومی فرزند مرحوم آیت‌الله نجومی، تجربهء خوب ایشان در هنر نگارگری و گل و مرغ، در کنار مهارتشان در قطّاعی و وصّالی و مرمّت نسخه‌های خطّی، یکجا به کار من آمد: تعدادی از آثار خوشنویسی تحریرشده توسّط خودم را که مربوط به سنوات مختلف فعَالیّت هنریم بود و به رغم تغییر شیوه و پیشرفت در خوشنویسی از آنها دل نمی‌کندم (چون نماد مقطعی از تلاش هنری من بودند) در اختیار ایشان گذاشتم. حتّی آثار دوستان خوشنویسم را که سر کلاس تحریر کرده و یا به طریق دیگری از آنان به دستم رسیده و وارد مجموعه‌ام شده بود، به نجومی دادم. ایشان هم به انتخاب و اختیار خود با مونتاژ و کنار هم قراردادن این مواد خام و استفاده از ابروبادهای دست‌ساز و پرکردن جاهای خالی با گل و مرغ و گره‌چینی، قطعات ترکیبی متعدّد و سروته‌بسته‌ای تولید کردند. تولید این دسته آثار در مقطعی بود که هنوز وارد پروسهء برگزاری نمایشگاه انفرادی خوشنویسی نشده بودم و از آنها تنها برای تزیین مجالس و محافلی که با دوستان داشتم و گاه متاعی برای گرم‌کردن معاملات و مبادلاتی که با دوستان خطباز داشتم، سود می‌بردم. تنها در یک مورد، در جریان برگزاری اولین نمایشگاه خوشنویسیم در اراک، چهار عدد از آنها را به صورت یکجا به امیر هزاوه رئیس گالری ماندگار اراک فروختم. الباقی قطعات در مبادلات کالا به کالا با قطعات قدیمی یا جدید تاق زده شد و همیشه این جریان و گردش برام لذّتبخش بود.
در پست حاضر دو اثر از این سری قطعات را که در سال ۸۶ توسّط استاد نجومی قطعه‌بندی و تذهیب شده - و اصل آنها خدا می‌داند کجاست - تقدیم دوستان می‌کنم.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/11/21  |
 
 
 
بالا