پیوند خجسته میان دو بیت از یک غزل دلکش از شیخ مصلحالدّین سعدی شیرازی با درک و دریافت استاد کیخسرو خروش از قالب کهن چلیپا، در مجاورت تذهیب خوب و خاصّ کیوان شجاعیمنش به تولید این قطعهی زیبای نستعلیق منتهی و منجر شده است. شیوهی کیخسرو خروش مبتنی بر مهندسی دقیق کلمات و جاسازی و چیدمان حروف بدون توسّل به پیچیدهنویسی است. گویی کاتب خود را متعهّد میبیند که آنگونه بنویسد که مضامین مورد استفادهاش سهل و ساده قرائت شود. از این رو در این سبک و سیاق، نشانهای از چندکرسینویسی و افت و خیز کلمات و تراکیب معمّاگونه وجود ندارد. در این اثر آشکارا شاهد تاءثیرپذیری خروش از مرحوم استاد سید حسین میرخانی از اساتید برجستهی نستعلیق معاصر هستیم.