به من اگر بود، هم وبلاگهای متعدّدم را میداشتم
که با این کار ابراز کنم که:
x تکپیشه نیم، هزار سودا دارم (خودبخود موزون درآمد این جمله)
و هم احساساتم را مرزبندی نمیکردم
و اگر روزی
وب عکّاسیام بازدیدکنندهی بیشتری داشت،
احساسات مربوط به
وب صورتبازم را (وبی که حذفش کردم، چون تو دوست داشتی)
میریختم توی صفحهی اول وب عکسم تا ثابت کنم:
بلاگی به درد آورَد روزگار /
بلاگ دگر را نماند قرار!
x آنوقت دقیقاً همانی میشدم که
حسین در کامنت پست قبل بهم گفت
و خودش هم نفهیمد شاید که چه دقیق گفت و عمیق که:
ببخشیدا.تو فقط بلدی اینجوری بنویسی؟ بس کن این شرو ور نویسی ها رو.یه شکل پیدا کردی همش اونجوری مینویسی.نه ترکیب بندی میدونی ن فضا سازی.فقط بلدی قاطی کنی همه چیزو.آبرو هر چی خوشنویسه بردی بابا.
.
.
.
ولی تو از من تعهّد گرفتی و قَسَمم دادی که مرزها را نگهدارم و
اینجا را به آشوب نکشم.
و من گفتم: چشم!
.
.
.
.
چشم
x.
.
.
.
اگر به من بود نشان میدادم که: «بلدی قاطی کنی همه چیزو» یعنی چی؟
.
.
.
x ببینید پست جدید وب
www.eshq.ir را!
|
+| نوشته شده توسط
09127499479 شیخ در
88/02/16
|