تبليغاتX
مشقنامهء شیخ - > چلیپای نستعلیق
دریافت نسخهء بدون واترمارک آثار این وب یا سفارش خرید اصل آثار از طریق ایمیلم یا 09127499479
 


برچسب‌ها: استاد امیرخانی
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/11/14  |
 چلیپای استاد خروش / شعر خیام


برچسب‌ها: استاد کیخسرو خروش, خیام
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/11/11  |
 استاد خروش


برچسب‌ها: استاد کیخسرو خروش
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/11/08  |
 دیدگاهم در خصوص تغییر محور کلمات در طول یک سطر

 
با ادب و احترام. مشکل سطر «حسین صدیقی» تعدّد زاویهء کلمات نیست. جسارتا با مطالعهء آثار برخی اساتید دستگیرم شد که گاه بزرگان خوشنویس هم در طول سطر، مبادرت به تغییر محور کلمات - فراتر از آنچه Farzan Kermaninejad عنوان کرد - می‌کردند و گذار - البته تدریجی و ملایم - از شیب تندتر به شیب ملایمتر را به نمایش می‌گذاردند. شاید هدف از این کار با نگاه به تصویر پیوست که چلیپای منتشرنشده‌ای از استاد امیرخانی است، گرایش تدریجی انتهای سطر به سمت ابتدای آن و تلاش برای نوعی وصال و هماغوشی باشد. در تصویر تقدیمی به نظر می‌رسد استاد در چرخاندن محور کلمات به خصوص در سطور سوم و چهارم توفیق داشته‌ است؛ در حالی که صدیقی عزیز در این کار خطیر کامیاب نبوده است. گفتنی است: حقیر نیز مطیع صِرف اساتید نام‌آور نیست و به شهادت برخی مطالب وبلاگم که در مقایسهء حمد میرعماد با حمد استاد امیرخانی نوشتم و نیز نقد و بررسی آثار استاد شیرازی - که انعکاس خوبی در سطح کشور داشت - ابائی از نگاه انتقادی و آسیب‌شناسانه به آثار بزرگان ندارد. 10:12_04:30

دریافت پست فیس‌بوک به صورت htm: >>> اینجا


برچسب‌ها: غلطگیری
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/10/13  |
 بیت عاشورایی حافظ و چلیپای استاد موحد

هر اثر هنری «حسب‌الحال مشتاقی» به نام هنرمند است و گزارشی از پسند او و نیز هم: نوع نگاهش به پیرامونش و به خویش و به ایده‌ها و ایده‌آل‌هایش. از این منظر باکی نیست اگر آثار درجهء دو و پنج یک آرتیست هم در تاریخ بماند؛ یا آثاری که متعلّق به شیوه و مکتبی است که دیگر تمایلی به پوییدن مسیر آن ندارد.
از آثار هر هنرمند آلبومی می‌توان ساخت، دربردارندهء مراحل بزرگ‌شدن یا حتّی پسروی و انحطاط او. می‌توان از طریق رهگیری و ردگیری محصولاتی که از او در زمان‌های مختلف صادر ‌شده، با او در جادهء هنر همراه شد و با افت و خیزهایش افتاد و برخاست! پس اگر نه باید دست کم شاید حتی چرکنویس‌ها را نگه داشت و دور نریخت و هر تجربه‌ای را - گیرم هنوز به انجام نرسیده یا حتّی بعدا به انحراف یا انصراف هنرمند انجامیده - مهر و امضا کرد.
در ایّام منسوب به سرور پاکان و پاک‌بینان امام حسین(ع) هستیم و به شب عاشورا نزدیک می‌شویم؛ شبی که یارانِ آن امام همام به جای ترس و نگرانی، رقص شادی و نیک‏سرانجامی ‏کردند. تناسب خوبی دارد در این ایّام نگاه به ابیاتی از حضرت حافظ که قابلیّت تاءویل عاشورایی دارد و جناب حسینی موحّد خوشنویس نام‌آشنای قمی در آذر ۵۶ در مقطعی که تحت تاءثیر مرحوم استاد سیّد حسن میرخانی می‌نوشتند، تحریرش کرده‌اند.                لینک‌های مرتبط: اینجا و اینجا و اینجا

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/12  |
 ناتمام‏های استاد امیرخانی!

سه اتود و اثر ناتمام از استاد غلامحسین امیرخانی.
اتود ِ «عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد» بر روی پوست دبّاغی‌شده و دو اجرای دیگر بر روی کاغذ قدیمی اجرا شده است. این آثار را چند سال پیش در خلال یک معامله از امیرمیثم سلطانی (که در حال حاضر از شکسته‌نویسان مطرح کشور است) خریدم و به ۳۰۰ هزار تومان می‌فروشمشان. طالبان ایمیل یا اسمس بزنند.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/09/05  |
 طنزهای خط / قسمت اول

افزودن موضوعی تازه به موضوعات این وبلاگ تحت عنوان «طنزهای خط!» بیراه نیست. عنصر طنز برای بیان مطلب از راه غیرمتعارف، کارکرد خوب و نافذی دارد. پیش از این به لحاظ دستی که در سرودن اشعار طنز داشته‌ام، ناخنکی هم به موضوع خوشنویسی زده‌ام. (اینجا) ولی علی‌الحساب منظورم نگاه طنزآمیز به خطوط خوشنویسان همراه با ارائهء تصویر آثار به عزم تلنگرزدن به ذوق کاربران علاقمند است. پس هدف از طنزآوری نه صرف سرگرمی و بذله‌گویی و خدای ناکرده استخفاف و استهزاء که استفاده از چاشنی مزّه‌پرانی برای «شکل دگر آموختن» است. چون غرض، جدّی است، باکی از شوخی حتی با بزرگان خطّهء خط نیست. با این حال نظرات دوستان در این باب شنیدنی و راهبردی است و می‏توان بر اساس آن برای ادامهء پویش این راه راسختر و مصمّمتر شد یا احیانا این روند را متوقّف کرد. تجربهء نخست را بخوانید:

محمدصالح / قرن 11 هجری/ اندازهء اصلی: 10 در 18 سانتی‏متر / از مجموعهء موزهء هنرهای تزیینی / کتاب مرقع رنگین جلد اول صفحهء 11نمیدونم چرا این هنرمندا اینجورین؟ یه جاهای از در دروازه رد نمیشن؛ یه جاهایی از سوراخ سوزنم با دندهء پنج عبور می‌کنن. هدفشون چیه واقعن؟ اذیّت‌کردن مخاطب و سر به سر گذاشتن باهاش؟ یا که بگن ما اینیم! نفس‏کش! یا: اگه در هنر قانونیم هس، ما تعیین می‌کنیم و اگه دیگرانم چهارچوبی وضع کردن، ما حق داریم به سود مصالحی که خودمون تشخیص می‌دیم بشکنیمش. به تصویر نگا کنین: آقای خطاط که توی این قطعه هم از خدا پوزش خواسته هم از خلق خدا، زیر کلمهء «در طلب»رو که خالیه و  لازم بوده با چیزی پر بشه، به امون خدا رها کرده. از اونور کلمهء «یث»رو که نیازی نیس زیرش پر شه، شیبدار نوشته تا «حد»رو پایینش زورچپون کنه!   جلّ الخالق!

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/07/12  |
 احوال و آثار علیرضا بخشی

مهندس علیرضا بخشی در شمار خوشنویسان قم، استاد انجمن خوشنویسان این شهر و در سنوات اخیر سکّاندار ریاست این انجمن است. وی در کارنامهء هنریش تحریر قرآنی به خطّ نسخ را دارد که چاپخانهء بزرگ اسوه به چاپ آن مبادرت کرده است. بخشی سالها در ادارهء اوقاف و نیز میراث فرهنگی قم شاغل بوده است. صحیحتر اینکه این دو اداره مفتخرند که هنرمندی خوشدست در نگارش خط، عهده‌دار برخی کرسی‌های مدیریّتی آنها بوده است. به یمن و در سایهء این همکاری، خطّ علیرضا بخشی (در قالب‌های نسخ، ثلث و نستعلیق) زینت‌بخش برخی امامزاده‌ها و اماکن تاریخی و زیارتی قم است. کتیبهء نستعلیق سردر امامزاده علی‌بن جعفر(ع) و گلزار شهدای قم که تصویر آن را که با دوربین کانن اس.تری.آی.اس ثبت کرده‌ام، از این موارد است.
چلیپای نستعلیق وی (خریداری‌شده از میثم سلطانی به ۱۵ ه.ت) که در حال حاضر در مجموعهء بنده است، ماه‌ها در برنامهء مشاعرهء تلویزیون با اجرای دکتر اسماعیل آذر به عنوان میان‌برنامه مورد استفاده قرار گرفت. تصویرش را از وب حاضر (اینجا) برداشتند و هنوز موفّق به اخذ پورسانت از سیما نشده‌ام. (در واقع هنوز اقدام نکرده‌ام).
بنگرید به نمونهء روجلدنویسی علیرضا بخشی که به سفارش شیخ صادق مرادی همسر خواهرم برای کتاب پدرم آیةالله تاکندی تحریر کرد و در آن توانایی دست او در اقلام ثلث، نسخ و دیوانی قابل ارزیابی است.


لینک‌ها و عکس‌های مرتبط با علیرضا بخشی:
آواز من در تاریخ ۱۲ آذر ۸۸ در ماشین علیرضا بخشی که به رانندگی او به همراه استاد حسن آهنگران (موءسس انجمن خوشنویسان قم) به جایی می‌رفتیم و جناب آهنگران هم بعد از من چند بیت ‌خواند: >>> اینجا


|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/07/01  |
 خط ناصر نوروزی‏منش / تذهیب: لیلا پورخانی


چلیپا
خطّ:
ناصر نوروزی‌منش
تحریر: سال ۸۹
تذهیب:
لیلا پورخانی
از مجموعهء
دکتر حسن اختیاری
عکّاس: رضا شیخ محمّدی
(۲۵ فروردین ۹۰، تهران)

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/06/17  |
 انعکاس مضامین مربوط به پیامبر اعظم(ص) در آثار چند خوشنویس (اکثرا قزوینی)

پیشکش به مناسبت مبعث آن وجود نازنین
و در آستانهء سفرم به مدینهء منورّه در یازدهم تیرماه

1
  2 3 4 5 6
7
 8 9 10 11
۱. امینی (قزوین) / ۲. مصطفی عابدینی (آبیک قزوین) / ۳ تا ۶: رضا شیخ محمدی (قم و قزوین)
تحریرشده به ترتیب در: اردیبهشت ۸۶، آذر ۷۵، تیر ۸۷ و اسفند ۶۷
۷. علی آقاحسینی (قزوین) / ۸. قدیمی / ۹. امینی؟ (قزوین) / ۱۰. ..... (قزوین)
۱۱. استاد امیرخانی (طالقان قزوین)                           لینک مرتبط >>> اینجا


برچسب‌ها: پیامبر ص
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/09  |
 خط، دکلمه و آواز شیخ بر روی شعر مژدهء وصل تو کو؟

مژدهء وصل تو کو؟ کز سر جان برخیزم / طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین / تا به بویت ز لحد رقص‌کنان برخیزم

شعر: حافظ / خط، دکلمه و آواز: رضا شیخ محمّدی
دریافت فایل صوتی >>> اینجا

سمت چپ:
تذهیب
: زهرا بیات (نگارگر اراکی) - واسطهء ارتباط با تذهیبکار: حسین امانی
اندازهء اصلی: ۱۳ در ۲۲ س.م / آدرس اسکن قطعه: سی.دی آر۱۱۲ و آر۱۴۸ در آرشیو منزل شیخ
دستمزد تذهیب: ۲۵ ه.ت
سرنوشت قطعه: فروش به حجت‌الاءسلام مهدوی نمایندهء ولی فقیه در هندوستان /تیر ۸۹ به ۱۰۰ دلار
لینک نظر خانمی به نام نسیم و پاسخ بنده به او در خصوص این چلیپا >>> اینجا و اینجا

سمت راست:
تذهیب:
زکیّه (الناز) ارجی (نگارگر قزوینی) / دستمزد تذهیب: ۳۵ هزار تومان
اندازهء اصلی: ۲۲ در ۳۲.۵ س.‌م
آدرس اسکن قطعه: سی.دی‌ آر ۱۱۶ و آر ۲۱۴ در آرشیو منزل شیخ
سرنوشت قطعه: طاق‌زدن با علیرضا نوربخش با سطر بدون تذهیب و قطعه‌بندی که گفت از استاد اخوینه و بعد معلوم شد جعلی است. نوربخش البته در ازای آن مجددا خط دیگری بهم داد.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/06  |
 سیر و گذار پرکاش و کاشکی اما بالیدنی
مهر 64, تالار موزهء هنرهای معاصر, اولین مجمع خوشنویسان سراسر کشور, عکاس: واعظ تهرانی

استاد غلامحسین امیرخانی در شمار آندسته هنرمندانی است که می‌توان برای سیر و گذار هنریش ادوار مختلفی (با پریود ده ساله) فرض کرد. با این بررسی به نظر می‌رسد نه با یک استاد که گویی با چند تکنسین سروکار داریم. امیرخانی این شانس را داشته است که گزارش سلوک هنری در هر فصل از فعّالیّتش را در قالب یک اثر درخشان به جامعهء خوشنویسی و تاریخ هنر این سرزمین پیشکش کند؛ درست برخلاف هنرمندان به ظاهر پویا و پیوسته در حال گذاری که مصداق این بیتند:
فرصت نمی‏دهد که بشویم ز دیده خواب / از بس که تند میگذرد جویبار عمر
برآیند و فرآیند امیرخانی در دههء پنجاه «ترجیع‌بند هاتف اصفهانی» است که استوار و یکدست تحریر و در سنوات قبل از پیروزی انقلاب با چاپ نفیسی به زیور طبع آراسته شد. امیرخانی دههء ۶۰ در رسم‌الخطّ پربار و همیشه مانایش جلوه کرد. در دههء ۷۰ از «صحیفهء هستی» رونمایی شد و در مقاطع بعد هم رباعیات خیام و ... ارائه گردید.
می‌توان طیّ یک مقالهء بلند تحقیقی، امیرخانی‌ها را به مقایسه نشست و بارم‌بندی کرد. می‌توان برای این سیر و سفر پرافت و خیز، قلّه و حضیض فرض کرد و حتّی برای برخی مقاطع و پروداکت‌های استاد دل سوزاند.
درست این است که جای خالی شماری از آثار نفیس و دیده‌نشدهء او که بر دیوار منزل مریدان و شاگردانش جا خوش کرده، یا احیانا در دست سوداگران جابجا می‌شود، در کتاب صحیفهء هستی مشهود است و به جایش برخی کارهای شتابزده با ترکیب‌های نامناسب و تذهیب نافرم و ناهمگون قرار گرفته است.
قدر مسلّم، زندگی امیرخانی با وجود «ای کاش و کاشکی‌ها» و «چه خوب بود اگر»ها، مصداق روشنی برای اثبات این حقیقت است که می‌توان به رغم مشغلهء کاری و اداری و در عین حضور در کانون تنش و جنجال، از فرصت‌ها بهره برد و در عرصهء تولید آثار فخیم و فاخر در کنار هنرجوپروری و مکتبداری بی‌نظیر و اشاعهء سبک هنری مهر و امضادار در اقصی‌نقاط این سرزمین اثرگذاری کرد.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/04  |
 چلیپای قدیمی
سایز بزرگتر
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/02  |
 صفای خطوط ناصاف!

 2 3 4 5
سال‌هاست هم بر کرسی تدریس در انجمن خوشنویسان، هم هر جا مجالی برای بیان دیدگاه‌هایم فراهم آمده، آنجا که سخن در باب شرایط یک خوشنویس یا اثر خوشنویسی موفّق به میان آمده، خوش داشته‌ام موءلّفه‌های سنجش‌پذیر و قابل اندازه‌گیری را توصیه کنم.
اگر از مرکّب خوش‌کشش یا کاغذ صاف و رام و قلم سخت‌پوست و سنگین می‌‌گوییم، ملاک‌‌‌های قابل فهمی در اختیار هنرجو می‌گذاریم تا خود برای آزمایش و تست، آستین بالا کند. در این حال اگر از استاندارد دور شد، فاصله‌اش مشهود است؛ می‏توان غلطهایش را با انگشت‏گذاری بر نقطهء درد یادآور شد و اگر جنبه‌ای را هم تقویت کرد، پیداست.
امّا اگر از موءلّفه‌ای همچون «صفای دل» گفتیم و تجلّی آن را در یک اثر خوشنویسی با «صفای خط» یاد کردیم، آیا می‌توانیم به هنرجو خط‌کشی بدهیم تا بر اساس آن زلالی روح یک کاتب یا حضور عنصر صفا و شاءن را در یک اثر دیداری که با متریال مادّی تحریر شده و باید زیر نور طبیعی دیده می‌شود، متجلّی ببیند؟ و خود در صدد ایجاد این پارامتر در خط خود باشد و دقیق بداند چقدر کم دارد و باید چه کند تا چه شود؟
آنان که پیوسته از لزوم تصفیه و پالایش روح برای عرضهء هنر ناب می‌گویند، وقتی اغلب در توضیح و تفسیر مبسوط این ملاک - با همان سنّت سنیّهء نقطه‌گذاری دقیق که سالهاست در هنر خوشنویسی رایج است - باز می‌مانند، هنرجو را دچار سردرگمی می‌کنند.
خلط میان عرفان که امری ادراکی و ماورائی - و البتّه در جا و جایگاه خود لازم - است، با پدیده‌ای به نام خط که اسباب کتابتش به کمال، مادّی و فیزیکی است، به بیراهه می‌کشد. نمی‌توانم خوشحالیم را از این امر پنهان کنم که منادیان لزوم اخلاقگرایی در هنر اگر در اوج مباحثه با دیگری احساس کنند که طرف از چماق معنویّت برای اثبات کلامش سود می‌برد، در او براق می‌شوند که: «ایست! چرا هر وقت کم می‌آوری، عارف می‌شوی؟»
این، همهء حرف من در این پست نیست. گاه به رغم آنچه گفته شد، در رمز و راز دلبری‌ و جذبهء برخی خطوط که به ظاهر صاف و صوف نیست و با رعشه و رنجه تحریر شده و کاتبش تیپی خراباتی و فارغ از چون و چند عالم مادّه دارد، حیران و انگشت به دهانم. آیا باید به رغم میل باطنی به حضور محسوس اما غیرقابل وصف عنصری به نام صفا و شاءن تن دردهم؟

توضیح عکس‏ها:

۱ تا ۳: یک اثر از استاد فقید سید حسین میرخانی و دو اثر از استاد سید حسن میرخانی از مجموعهء عطوفت شمسی، عکّاسی‌شده با گوشی موبایل توسّط دوست لنگرودیم: علیرضا نوربخش
۴. مهر ۱۳۶۴ شمسی / تالار موزهء هنرهای معاصر تهران / اولین مجمع عمومی اعضای اصلی انجمن خوشنویسان ایران / از راست اساتید: عبّاس اخوین، کیخسرو خروش، محمّد سلحشور، سید حسن میرخانی، علی‌اکبر کاوه، محمد احصایی، عبدالله فرادی / عکّاس: واعظ تهرانی
۵. همان / خروج مرحوم استاد سیّد حسن میرخانی از مجمع مزبور / حضار در صف اوّل عکس: مهدی عطریان، ناصر جواهرپور، روانشاد سید حسن میرخانی، استاد غلامحسین امیرخانی، زنده‌یاد حمید دیرین

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/04/01  |
 سطر و چلیپا به قلم استاد احمد عبدالرضایی

استاد احمد عبدالرضایی (نشو و نما یافته در قم) از مفاخر خوشنویسی این عهد که در حال حاضر عمدتا در چرخهء پذیرش سفارش کتیبه (به هر دو خط ثلث و نستعلیق) است، سال‏ها در این راه پرسنگلاخ گام نهاده و به قله‏های رفیعی از توفیق و کامیابی دست یافته است. عبدالرضایی در سنوات اخیر درگیر نگارش کتیبه‏های مسجد امام حسن عسکری(ع) در قم است. کتیبه‏های نستعلیق مصلای بزرگ تهران از آثار به یادماندنی این خوشنویس است. دیدن پست حاضر (سطر و چلیپای تحریرشده به سال ۱۳۷۰ شمسی) در اجابت به درخواست آندسته از دوستان که مایلند اثر قلمی این هنرمند توانا را مشاهده کنند، تنظیم شده است. امید که ناظران را خوش آید.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 90/03/12  |
 چلیپای تازه‏ از علی رضائیان

اسفند 85 / عکاس: رضا شیخ محمدی«علی رضائیان» در شمار هنرمندان خوش‌فکر قمی در عرصهء خوشنویسی است که همواره از پیروی بی‌چون و چرا از یک شیوهء بخصوص پرهیز داشته و تلفیق میان مکاتب قدیم و جدید را خوش داشته است.
رضائیان که چندین سال تدریس در انجمن خوشنویسان قم را در کارنامهء خود دارد و شماری از خوشنویسان از زیر دست او به دریافت مدرک ممتاز نایل شده‌اند، هم‌اکنون یکی از معدود کلاس‌های دورهء فوق ممتاز را در قم اداره می‌کند. این خوشنویس چهل ساله در نگارش خطّ ثلث و نسخ هم پنجه‌ای توانا دارد و به تازگی اجرای برخی از کتیبه‌های حرم امام خمینی(ره) را به پایان برده است.
رضائیان سالهاست برای تصحیح اوراق امتحانات رسمی انجمن خوشنویسان ایران در رشتهء نسخ و ثلث به تهران دعوت می‌شود و اخیرا داوری برخی از مسابقات کشوری از جملهء سومین جشنوارهء هنرهای آسمانی را به انجام رسانده است. نگارش چلیپای تازه و ملیحی از او بر اساس شعری از استاد حسینی موحد که تاریخ سال جاری را در پای خود دارد، نویدبخش آن است که او به رغم اشتغال به دانگ کتیبه همچنان در قالب چلیپا نیز آمادگی خود را حفظ کرده است.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/12/21  |
 چلیپا به رقم استاد کل میرعمادالحسنی

که سیه کرد چشم یار مرا؟
که سیــــه کرد روزگـار مرا؟                                            کتبه
می‌کنــم گریه تا صبـــا نبرد                                     الفقیــر عمـاد
از سـر کـوی او غبــار مـــرا

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/10/30  |
 چلیپا به خط سلطانعلی مشهدی

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/10/27  |
 چلیپای ملیح به قلم و رقم عبدالکریم

مرا زبان شکایت بیان نمی‌باشد / تو جور کن که مرا این بیان نمی‌باشد
تو کینه‌جو شده‌ای ورنه هیچ کس به کسی / همیشه در صدد امتحان نمی‌باشد

میرزا عبدالکریم که این اثر ممهور به مهر اوست، شاگرد ارشد شاگرد ارشد میرزا غلامرضا اصفهانی است و از قرار معلوم این قطعه به خامهء او تحریر شده است. 

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/10/21  |
 چلیپا به قلم و رقم محمدعلی قربانی

اسکن از روی اصل: رضا شیخ محمدیاستاد محمدعلی قربانی / خرداد 86 / عکاس: رضا شیخ محمدیمحمّدعلی قربانی در شمار خوشنویسان خوب این سالیان است که خط نسخ را تحت تاءثیر استاد صمدی و نستعلیق را در قالب چلیپا، سطر و سیاه‌مشق می‌نویسد. گرچه هنر قربانی تحت‌الشّعاع شخصیّت هنری اساتیدی چون علی شیرازی و امیر فلسفی (از شاگردان یک نسل جلوتر ِ امیرخانی) کمتر از آنچه حقّ اوست، نمود دارد، به قضاوت ذوق و قریحهء خوبش در انتخاب مضمون مناسب برای نگارش چلیپا و ملیح‌نویسی‌اش در این قالب که نمونه‌ای از آنها در این پست عرضه می‌شود، از بهترین شاگردان و پیروان شیوهء فاخر استاد غلامحسین امیرخانی به حساب می‌آید.

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/10/17  |
 حیف و صد حیف! کاش این اثر ناب دچار ریختگی نمی‏شد! :((((
هوالعزیز
عجب بمانده‌ام از بخت نامساعـــد خویش
                                       که هیچ بهــــــــره ندارم ز شاه و میر و وزیر
به فسق و رندی و قلاّشی آخر از که کمم؟
                                       هنر مگیر و فصاحت مگیــــــــر و شعر مگیر!
                                                   الحقیر الفقیر عمادالحسنی غفر ذنوبه و ستر عیوبه
یادآوری: ابیات از
رسالهء دلگشای عبید زاکانی است
                                        
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/10/08  |
 در ادامهء پست قبل

کاربری به نام «نسیم» که هر از گاهی در این وبلاگ به اظهارنظرهای مفید می‌پردازد، در ذیل پست قبل نوشته است:
سه‌شنبه 25 آبان 1389 ساعت: 10:18. حتما (این چلیپا) در شرایط خاصی نوشته شده که بیش از 60% کلمات ناجوانمردانه خراشیده شدن... نمی دونم چرا بهم برخورد! شایدم من دارم اشتباه می بینم...
در پاسخ عرض می‌کنم: از قضا دیشب بعد از آپلود این تصویر که به بستر رفتم, به نظرم رسید که بهتر است فردا صبح بلافاصله بعد از روشن‌کردن رایانه، تصویر را با تصویری با سایز کوچکتر - حتی در حد نصف مقداری که الان هست - جاگزین کنم. امروز به دنبال مشکلی که برای پمپ آب منزل به وجود آمد، تعویض تصاویر میسّر نشد.
کاربران گرامی واقفند که اصرار من برای اینکه اسکن‌های این وب غالبا در سایز بزرگ و حداقل در عرض 1280 پیکسل عرضه شود, اینگونه مواقع که اصل قطعه با ساخت و ساز و تیغکاری همراه است، کار دستم می‏دهد. این نوع ارائهء آثار خوشنویسی با دقت و وضوح بالا که امکان زوم بر حروف و کلمات را در اختیار بیننده قرار می‌دهد، شاید مبتنی بر این طرز فکر است که هنرمند تنها مجاز به آشکارسازی و بزرگنمایی نقاط قوّت کارش نیست و ضعف‌هایش را هم باید در معرض دید قرار دهد. انگار استتار کاستی‌ها مساوی و مساوق با عدم صداقت است. این مبنا البته که جای نقض و ابرام دارد; چرا که گاه شرایط برای خلق اثر هنری به کمال فراهم نیست و در عین حال از هنرمند، کار می‏خواهند. در این حال یا باید از عمل طفره رفت که سلیقهء بعضی‌ها این نیست. یا باید کار را همراه با نمایش نقاط قوّت و ضعفش - تواءمان - انجام داد و صداقت را در نمایش خلل‌ها دانست که شاید لزوم مالایلزم باشد. راه سومی وجود دارد که راه شجریان است که در جایی از او خواندم که اگر در شرایط خستگی تارهای صوتی یا بیماری، مجبور به خواندن آواز شوم، تکنیک‏هایی بلدم که به کمک آنها می‌توانم از نقاطی از حنجره‏ام بهره ببرم که ضعف کارم بروز پیدا نکند!
شاید اگر چلیپای فوق به قلم بنده - که نسخهء اصل آن به ۱۰۰ دلار در دهلی توسط حاج آقا مهدوی نمایندهء ولی‌فقیه در هندوستان خریداری شد - به یکی از این دو شکل (۱ و ۲) عرضه و ارائه می‌شد، کاستی‌های خوشنویسی من (و نیز قلم‌گیری‌های دوست هنرمندم زهرا بیات) دیده نمی‌شد و من از نقد و گلایهء «نسیم» جهیده بودم. نه؟

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/08/25  |
 چلیپای شیخ + تذهیب زهرا بیات (اراک)
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/08/25  |
 چلیپای شیخ و تذهیب نسرین حقیقت

خط: رضا شیخ محمدی
تحریر: آذر ۸۸
تذهیب: نسرین حقیقت (قزوین)
شعر: حافظ
ابعاد اثر: ۲۶ در ۵/۱۶ سانتی‌متر

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/07/29  |
 چلیپا به خط شیخ
بلبل از فیض گل آموخت سخن ورنه نبود / اینهمه قول و غزل تعبیه در منقارش
آن سفرکرده که صدقافله دل همره اوست / هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!
شعر: حافظ
خط: رضا شیخ محمّدی
تحریر به سفارش آقای گنجانی داماد دوست عزیزم علی کیا
اردیبهشت ۸۹
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/02/27  |
 گشت و گذار در موزهء قرآن و کتابت تبریز / عکّاس: رضا شیخ محمّدی / بهار ۸۹

   میرحسین خوشنویسباشی  محمدرضا تبریزی رضا موسوی استرآبادی علیرضا عباسی فتحعلی حجاب شیرازی 
برای روءیت پست به طور کامل، «ادامه مطلب» را کلیک کنید!


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 89/02/11  |
 چلیپای صفوی به خط عبدالرحیم

چلیپا به قلم و رقم عبدالرّحیم / تحریرشده به سال ۱۰۲۹ قمری
اصل قطعه در موزهء قلعهء سرخ دهلی Red-Fort-dehli نگهداری می‌شود.
با تشکّر از دوستم محمّدرضا ملازاده که این تصویر را برایم از هند ارسال کرد، امیدوارم در سفری که به این کشور در پیش دارم، موفّق به زیارت اصل قطعه از نزدیک بشوم. بلیت سفر را برای هفت اسفند تهیّه کرده‌ام، ولی سفارت دولت فخیمهء هند هنوز ویزای سفر را برایم صادر نکرده است.

 

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 88/12/03  |
 چلیپا و قطعه/‌سیاه‌مشق به قلم و رقم رضا شیخ محمدی
  عاشق مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست؟









لینک مرتبط: اینجا
برچسب‌ها: حافظ شیرازی
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 88/10/04  |
 نمونه خط یکی از هنرجویان خوشنویسیم

علی موحّدی نوجوان نوزده ساله که از حدود پنج سال پیش گواهینامهء ممتاز علی موحدی که در قسمت استاد مربوطه امضای مرا داراستدر کلاس‌های من در انجمن خوشنویسان قم ثبت نام و مشق خط کرد، با کوشش و جدّیّت موفّق شد در آزمون اردیبهشت ۸۸ مدرک ممتازش را اخذ کند. این پست اختصاص دارد به درج چند نمونه از خطوط علی موحّدی در موضوع چلیپا و کتابت.


برچسب‌ها: امتحانات انجمن
|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 88/08/21  |
 فقدان استاد نصرالله معین اصفهانی nasrollah moein moeen esfahani

از طریق اس.ام.اس دوست خوشنویسم امیرمیثم سلطانی مطلّع شدم که استاد نصرالله معین اصفهانی در روز سوم مهر ۸۸ دار فانی را وداع گفته است. ضمن عرض تسلیت به خاطر این مصیبت تلخ، تصویری از یک چلیپای نستعلیق را به قلم ایشان که به سال ۱۳۵۲ هجری شمسی تحریر شده، تقدیم بازدیدکنندگان عزیزم می‌کنم. اسکن این قطعه را دوست خوبم «خسرو مرادی» (آ.آزرم) a.azarm@gmail.com که خودش این روزها در مصیبت فقدان پدر بزرگوارش بسر میبرد، در اختیار من گذاشته است که از ایشان تشکّر می‌کنم. این اسکن قبلا بدون واترمارک در ۵ بهمن ۸۶ در همین تارنما پابلیش شده بود.  

|+| نوشته شده توسط 09127499479 شیخ در 88/07/04  |
 
 
 
بالا